به گزارش خبرگزاری حوزه، در نوع مواجهه با شخصیتهایی از جنس "شهید مصطفی چمران"، فراتر از رویکرد تاریخی و روایت صرفِ زندگینامهای، میبایست بیش از هر چیز بر روی مؤلفههای ناظر به کارکرد اجتماعی و فرهنگی و تأثیرات علمی چنین افرادی تمرکز نمود، چه آنکه به این طریق میتوان نشان داد که شخصی همچون چمران چگونه میتواند برای امروز ما هم واجد معنا باشد و اینگونه به الگو و اُسوهای در تراز فرهنگ و تمدن ایرانی- اسلامی تبدیل شود.
نیمنگاهی به زندگی پرحادثه شهید چمران به ما میگوید که او در زمرهی شخصیتهایی است که میان دانش و عمل، معنویت و مسئولیت، فردیت و تعهد اجتماعی پیوند برقرار نمود و فراتر از یک اندیشمند و نخبه اهل فکر، در تراز مجاهدی در معرکه نبرد با دشمن درون و برون ظاهر شد.
او همچنین ثابت کرد که تخصص چنانچه با مسئولیت اجتماعی عجین شود، گوهر تعهد را با خود به ارمغان میآورد و اینسان، تلفیقِ حداکثری مؤلفههای تعهد و تخصص، شخصیتهایی پرورش میدهد که از ناممکنها عبور کرده و با نگاه و رویکرد جهادی، بر سختیها، کمبودها و ضعفهای موجود غلبه مینمایند.
"مسئولیتپذیری در لحظههای سخت" دیگر مؤلفهی الگوپذیر شهید چمران است، چه آن که او در هنگامهای که کشور و انقلاب و مردم در کورانِ بحران قرار داشتند، از جایگاه راحت و امن خویش و زندگی توأم با آسایش و رفاه فاصله گرفت و دغدغهمندانه وارد فاز مبارزه شد؛ صدالبته توفیق او در نبردی که ما از آن به عنوان "جهاد اصغر" یاد میکنیم، مستلزم نمره قبولیاش در آزمون مبارزه با هوای نفس به عنوان "جهاد اکبر" بوده است و این نکته کلیدی به هیچ وجه نباید مورد غفلت قرار گیرد.
به دیگر سخن، شهید مصطفی چمران مصداق بارز کسی است که در شرایط سخت و نفسگیر، به هیچ وجه تماشاگر باقی نماند، بلکه انتخاب کرد که در چه موضعی قرار بگیرد و در جایگاه انتخابی، چگونه استوار و ثابت قدم باقی بماند تا آنجا که به منبع مهمی از نیروی الهام بخش و تأثیرگذار در جبهه دفاع از حق بدل شود.
چمران به ما همچنین آموخت که در بزنگاهها باید با ترکیب عقلانیت انقلابی با قوهی ایمان و تعهد اعتقادی، سهمی از بار مسئولیت را پذیرفت. او عملگرایی را فراتر از ایسمهای زمانه، با چارچوب باورهای دینی خویش هماهنگ نمود و بهدور از هیجانات برآمده از شعارزدگی، آرمانگرایی حقیقتی را متجلی ساخت.
یکی از نکات مهم درباره چمران، تواضع و فروتنی و بیاعتنایی او به نمایش ظاهری قدرت است. در زمانهای که دیدهشدن، بر دیدهبودن غالب شده، این ویژگی بسیار پرمعناست و در این زمینه چمران می تواند اگوی سبک زندگی ساده و سالم و در عین حال به دور از تظاهر و ریاکاری لقب بگیرد.
او صادقانه زندگی کرد و صادقانه از این زندگی دنیوی فارغ شد و به آرزویش شهادت نائل شد و نکته بسیار مهم در این میان، این که چمران، درد مردم را درد خود می دانست. او صرفاً درباره مردم حرف نمیزد، بلکه با رنج مردم زندگی میکرد و این زیستِ انتخابی چه در لبنان و چه ایران، تجلی شخصیت ایمانی و اعتقادی او بود.
چمران همچنین اهل حساب و کتاب شخصی و محاسبه منافع فردی نبود، به همین خاطر هم هرگاه که لازم بود، از آسایش، شهرت یا حتی جان خود میگذشت و این را در فرآیند زندگی دراماتیک اما پرحماسه خویش بهطور عینی به تصویر کشید.
سبک زندگی چمران متفاوت و متمایز از مدیران و سیاستمدارانی است که نه درک درستی از واقعیت جامعه دارند و نه ارادهای برای کاستن از آلام و گرفتاری مردم از خود نشان میدهند. او همچنین در زمرهی نخبگانی نبود که در پوشش خاص خویش و با کمال تأسف بیتوجه به اوضاع کف جامعه، برای مردم نسخه پیچیده و گاه ضمن بهرهمندی حداکثری از مزایای نزدیکی به قدرت و ثروت، ژست اپوزیسیون به خود میگیرند.
سیره و مرام چمران ثابت کرد که چنانچه سیاست، مدیریت، و حتی روشنفکری با درد واقعی جامعه پیوند نخورد، به حاشیه رفته و چهبسا در مقام عمل به ضد خود نیز تبدیل شود.
و در نهایت این که شجاعت او در جنگ ممزوج شده بود با رویکرد اخلاقمدارانه که بیش از هر چیز ریشه در ایمان صادقانه چمران داشت و اینگونه بعد از گذشت بیش از چهار دهه، همچنان "آقا مصطفی"، الگوی کسانی است که یا او را دیده و با او زندگی کردهاند یا این که نادیده، دل به او داده و با درک و فهم باور و زیست او، زندگیشان در مسیر کسب سعادت دنیا و آخرت، معنایی دگرباره یافته است.
سید محمدمهدی موسوی










نظر شما